تبليغاتX
همنوای یوسف زهرا

همنوای یوسف زهرا

در شبی سرد و یلدایی

و خداوند انسان را آفرید در صور متعدد و متناسب.
بدو فرمان دادجهت فرمانروایی زمین بر سر مخلوقات و مصنوعاتش و گوشزد ِ این مطلب که ای انسان!
همانا هر چه دانشت  را در جهانم فرا گستری و به نادیده ها دست یابی،نزد خاقت همانی هستی که بودی! من از خروس خوان ازل و براستی از بدو ابد، پروردگار جهانیانم .پس تورا چه نیکوست به راهم باقی ماندن و صبر در مصائب دنیوی....نیکوکاران را چه باک است از آزمایشات الهی و عادت به سربلندی و فاتحی ازین آزمایشات...
ناپسند گردانیده بر سر ارضش، که تعلق مطلق بدو دارد ،خون ها ریزد و بر سر رسوایی دیگری ، اقدام کنند ...و او را صدهزاران مرتبت شکر که به فراوانی ارضش، سمائش تا کنون که نوشتم،خرید و فروش نگشته...!
و چه زیباست طاعت از پروردگار و چه لطیف خالقی که از هر نامهربانی بی همتاست.
و او را صدالبته شکر که سلب امید را از وجود آدمی برهانید .
بدو قدرت دعا و طلب مغفرت،درخواست حاجت و مناجات با کریمش عطا فرمود.
چه گواراست بر من رضایت از تو و شرمسار از گناهانم ای غفارالذّنوب.
در شبی سرد و یلدایی
 امید آنکه یلدای ظهور سحر گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 23:17  توسط زهرا  |